وقتی توشب گم میشدم ستاره شب شکن نبود
میون این شب زده هاکسی به فکرمن نبود
وقتی توشب گم میشدم همخونه خواب گل میدید
همسایه ازخوشه خواب سبدسبدخنده می چید
آوازخون کوچه هاشعراشوازیادبرده بود
چراغاخوابیده بودند شعله شونوبادبرده بود
آخ اگه شب شیشه ای بودپل به ستاره میزدم
شکسته آینه ی شبونیزه ی خورشیدمیشدم
آخ اگه مرگ امون میداد دوباره باغ میشدم
تورگ یخ بسته ی شب نبض چراغ میشدم
وقتی توشب گم میشدم ستاره شب شکن نبود
میون این شب زده هاکسی به فکرمن نبود
آخ تواقیانوس شب سوختنمو کسی ندید
توبرزخ بیدادشب کسی به دادم نرسید
وقتی توشب گم میشدم دلم میخواست شعله بشم
روسایه های یخ زده دست نوازش بکشم
دلم میخواست آشتی بدم تگرگو با اقاقیا
خورشیدمهربونی رومهمون کنم به خونه ها
آخ اگه مرگ امون میداد...


نوشته شده توسط مسعود در چهارشنبه دهم مرداد 1386 ساعت 19:25 |
لینک ثابت |